چسبانیده بود و طول خیابان را طی می کرد.به صرافت افتاده بود این
یادگاری را برای همیشه نگهداری کند.ولی از حواس پرتی و شلختگی
خودش می ترسید توی مسیر همش به این فکر می کرد که چگونه از
این هدیه ارزشمند مواظبت کند فکری به ذهنش رسید وارد خانه که
شد هدیه را جلوی سینه اش گرفت و گفت تقدیم به همسر عزیزم
همسرش تا آخر عمر ، آن هدیه را مثل تکه ای از بدن خودش
مواظبت می کرد!!!!!!!!!!
( البته همم اینطوری نیستنااا!)

از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند
تنها کسانیکه با خود چتری به همراه می برند
به کار خود ایمان دارند!!!![]()
![]()


كلبه ام پنجره اي رو به دريا دارد خوب من منظره را خوب تماشا دارم
ساختم آئينه اي به بلنداي خيال تا خودت را به تماشاي خودت وا دارم.

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع
كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود
تبرش افتاد تو رودخونه. وقتي در حال گريه
كردن بود، يه فرشته اومد و ازش پرسيد:
چرا گريه مي كني؟ هيزم شكن گفت كه
تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با
يه تبر طلايي برگشت.
آيا اين تبر توست؟' هيزم شكن جواب داد:
نه فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار
با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا
اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب
داد فرشته باز هم به زير آب رفت و
اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا
اين تبر توست؟ جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوش حال شد و
سه تبر را به اوداد و هيزم شكن خوش حال
روانه خونه شد. يه روز وقتي داشت با
زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد
توي آب. هيزم شكن داشت گريه مي كرد
كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا
گريه مي كني؟ اوه فرشته، زنم افتاده توي آب. '
فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت
و پرسيد : زنت اينه؟ هيزم شكن فرياد زد: آره!
فرشته عصباني شد. ' تو تقلب كردي، اين نامرديه
هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو
ببخش. سوء تفاهم شده. مي دوني، اگه
به جنيفر لوپز 'نه' مي گفتم تو مي رفتي و
با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه
به كاترين زتاجونز 'نه' ميگفتم، تو مي
رفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم
مي گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به
من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم
و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به
همين دليل بود كه اين بار گفتم آره.


(من یه مدت با فاصله میام نت خوشحال میشم وقتی میام نظرای دوستای گلم رو ببینم و حتما هم جبران میکنم و دیگه ابنکه ببخشید از اینکه بین اپام فاصله افتاد)
انجلینا جوووووونم!
اینم خانوم جسیکا البا!
بریتنی که چقدرم تغیر کردهههههه!
اونسنس خیلی صدای توپی داره!

اشلی سیمپسون خواهر جسیکا سیمپسون!!!!!
کریستینا اگلوریا!!!!!!!!!!
خوب اکس ها تموم شد امید وارم خوشتون اومده باشه
خواهشا
اگه خوشتون اومده نظر یادتون نرهههههههههه!
(خداییش قشنگ
نبود من که خودم عاشق اکسم!) ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پروردگارا!
به من ارامش ده تا بپذیرم انچه را که نمیتوانم تغیر دهم!
به من دلیری تا تغیر دهم انچه را که میتوانم تغیر دهم!
به من بینش ده تا تفاوت ان دو را بدانم!
و مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم ان مطابق میل
من رفتار کنند!!!!



زندگي دفتري از خاطره هاست يک نفر در دل شب
یک نفر در دل خاک٬يک نفر همدم خوشبختي هاست
یک نفر همسفر سختي هاست٬چشم تا باز کنیم
عمرمان مي گذرد ما همه همسفریم!

من بگم.... !
من بگم دوست دارم با چه رقم یا عددی
تو که بی نهایتو قشنگتر از من بلدی
مژه هات شعر بلند نا تمومه به خدا 
عاشق کسی شدن جز تو حروم به خدا 
با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو میره
ماه اگه برق چشاتو ببینه از رو میره 
زیبا اتیش میزنه دل منو اخمای تو رو 
نکنه اضافه شن با عشق من زخم های تو 
مال هیچ کسی نشو چون اینجا ها فرشته نیست 
عشقا و عاشقیا تلخ مثل گذشته نیست 
عمری موندم توی مصراع اول چشات 
فقط این فعل و بلد شدم که میمیرم برات

با انگشت هايم ،
همه ديوارهايش را لمس كرده ام
همين تك و توك پنجره هاي گشوده است
كه انگشت هاي مرا پيش مي برد
وگرنه اين همه سال
دست كشيدن
بر ديواري كه ابتدا و انتهايش فرقي نمي كند
چه فايده دارد ؟!!!

قدر فاصله اينجاست بين ادمها٬
چقدر عاطفه تنهاست بين ادمها٬
كسي به حال شقايق دلش نميسوزه٬
و او هنوز شكوفاست بين ادمها٬
كسي به خاطر پروانه هانميميرد٬
تب غرور چه بالاست بين ادمها!!!!!


تنها دو راه برای زیستن در زندگی خود داری٬
اول اینکه هیچ معجزه ای را باور نکنی٬
و دیگر اینکه همه چیز را معجزه بدانی!!!!!!!



بانوی گرانقدر اسلام را به همه ی
مسلمانان تسلیت میگم.


حل مسئله به دو روش امریکایی و روسی!
هنگامی که ناسا برنامه ی فرستادن فضانوران به فضا را آغاز کرد,
با مشکل کوچکی روبرو شد.
آنها دریافتند که خودکار های موجود در فضای بدون جاذبه کار نمی
کنند. (جوهر خودکار
به سمت پایین جریان نمی یابد و روی سطح کاغذ نمی ریزد.) برای
حل این مشکل آنها شرکت
مشاورین اندرسون را انتخاب کردند.تحقیقات بیش از یک دهه طول
کشید , 12 میلیون دلار
صرف شد و در نهایت آنها خودکاری طراحی کردند که در محیط
بدون جاذبه می نوشت , زیر
آب کار می کرد, روی هر سطحی حتی کریستال می نوشت و از
دمای زیر صفر تا 300 درجه سانتیگراد کار میکرد
روسها راه حل ساده تری داشتند : آنها از مداد استفاده کردند.!!!!!
این داستان
مصداقی برای مقایسه دو روش در حل مسئله است ; تمرکز روی
مشکل یا تمرکز روی راه!


اینم یه کارت باحال که مطلبش واقعا جالبه!



قشنگه نه؟؟ حالا اینو ببین!!

عکسا هیچ ربطی بهم نداشتن نه؟؟

اینو ببین چه نازه!!!

نه ترو خدا دلت میاد ازین عکسه بگذری؟؟

اره اره برو پایین موست ببر پایین تر اهان خودشه برو روی ادامه مطلب چند تا عکس نازم اونجاست دلت میاد عکس ندیده ازینجا بری؟؟؟![]()
ادامه مطلب
میخوام ابر باشم تا تو از شوق یه روز بارونی مدام پنجره رو باز کنی
و با اشتیاق به من نگاه کنی.....!!!
نشی و در هنگام تلخی ان با خلقی خوش به راحتی تلخی رو فرو ببری
تا بتونی منتظر شیرینی دوباره باشی٬ پس همیشه تلخی و شیرینیرو
بزار روی ترازوی زندگی تا از تعادل اون خوشبختی رو تجربه کنی....!!!

چرا شد ان محبت ها فراموش؟؟؟؟
بیا تا مهربانی پیشه سازیم
به مشتی زرق و ورق خود را نبازیم
چه امد بر سر اقوام و خویشان
که جمعشان شده اینسان پریشان
چرا خواهر ز خواهر می گریزد
برادر با برادر می گریزد
چرا دختر ز مادر ننگ دارد
پدر با بچه اش جنگ دارد
چرا مهر و محبت کیمیا شد
تمام ان رفاقت ها ریا شد
نبینی خنده ای بر روی لبها
نه روز ارامش داری نه شبها
نه زشتی جمله ای الوده بینی
نه اسایش نه ارامش نه راحت
همه مشتاق یک ان استراحت
همه در گیر نوعی اضطرابند
چه نفرینی است دائم در عذابند
به خود ایید عزیزان راه کج شد
از این رو روزگارانی فلج شد
چو مردم را عوض شد زندگانی
شده این زندگانی ٬ زندمانی
چرا یک روز روز خوش نبینیم
همه سر در گریبان مینشینیم
به ظاهر خانه هامان کاخ شاه است
در و دیوار ها کاشی و سنگ است
ولی هر خانه یک میدان جنگ است
تمام خیر و برکت ها بر افتاد
طبیعت با شما مردم در افتاد
چرا اینگونه شد از من بکن گوش
چرا شد ان محبت ها فراموش
دگر از بذل و بخششها اثر نیست
ز انصاف و مروتها خبر نیست
شده نایاب لطف و مهربانی
خدایا راه من را راست گردان
مرا یاری نما تا یار باشم
برای دوستان غمخوار باشم!



















